|
«ای عشق» صد بیستون را رفته ام، تا انتها ای عشق باید بگیری عاقبت دست مرا ای عشق یک کهکشان درد است در قلب پر آشوبم در خود فرو رفتم من اینجا بی صدا ای عشق با یک دل نا مهربان سر می کنم افسوس کی می شود از دست این دل شد رها ای عشق مجنون کشی را باید از افسانه ها خط زد هجر است تا کی آخر هر ماجرا ای عشق من هفت شهر عاشقی را جستجو کردم اما نشد پیدا یکی درد آشنا ، ای عشق راه هزاران بیستون را می شود پیمود آن دم که تو با من بیایی پا به پا، ای عشق
|
About
خداوندا! Archives88/07/05 - 88/07/2188/03/05 - 88/03/21 88/02/01 - 88/02/07 87/10/22 - 87/10/30 87/09/22 - 87/09/30 87/08/22 - 87/08/30 87/08/08 - 87/08/14 87/07/22 - 87/07/30 87/07/05 - 87/07/21 Links
ممد |