تبليغاتX
HASTIE MAN

HASTIE MAN

«خواهم مرد»

بیا و گرنه از این انتظار خواهم مرد

غریب و خسته تر از روزگار خواهم مرد

تمام دقیقه ها و ثانیه ها رفتند

ولی ز کندی ساعت شمار خواهم مرد

شبی که فال گرفتم به من چنین گفتند:

که در کنار تو با اعتبار خواهم مرد

به دوش خسته ی من کوله بار فاصله هاست

و با تحمل این کوله بار خواهم مرد

درون نام نوشتی که حال من خوب است

ولی برای تو من، سوگوار خواهم مرد

به حرمت دل دریایی ات ای دوست

ز داغ هر چه دل کینه دار خواهم مرد

اگر مه زود نیایی به جمعه ها سوگند

برای مرتبه ی صد هزار، خواهم مرد

+نوشته شده در 87/10/26ساعت0:27توسط hastie | |