|
«خواهم مرد» بیا و گرنه از این انتظار خواهم مرد غریب و خسته تر از روزگار خواهم مرد تمام دقیقه ها و ثانیه ها رفتند ولی ز کندی ساعت شمار خواهم مرد شبی که فال گرفتم به من چنین گفتند: که در کنار تو با اعتبار خواهم مرد به دوش خسته ی من کوله بار فاصله هاست و با تحمل این کوله بار خواهم مرد درون نام نوشتی که حال من خوب است ولی برای تو من، سوگوار خواهم مرد به حرمت دل دریایی ات ای دوست ز داغ هر چه دل کینه دار خواهم مرد اگر مه زود نیایی به جمعه ها سوگند برای مرتبه ی صد هزار، خواهم مرد
|
About
خداوندا! Archives88/07/05 - 88/07/2188/03/05 - 88/03/21 88/02/01 - 88/02/07 87/10/22 - 87/10/30 87/09/22 - 87/09/30 87/08/22 - 87/08/30 87/08/08 - 87/08/14 87/07/22 - 87/07/30 87/07/05 - 87/07/21 Links
ممد |